اولین یادداشت ....
سلااااااااام ... امروز ١٠/٦/١٣٩١ جمعه ساعت ١٢:٣٥ ...
این وبلاگ رو تازه درست کردم و از وقتی خاطرات نینی جونامو ( تو جای دیگه ) نوشتم
به اینجا انتقااااااال میدهم !!!
بچه های عزیز من امروز وارد ٢٩ هفتگی شدن ( جنین کوچولوهام )
من وبابا۲۰ فروردین ۱۳۸۹ با هم آشنا شدیم ( همسایه طبقه بالا خونه آقاجون بودن ) ۷ اردیبهشت نامزد
شدیم و کلی خاطرات خوب برامون یادگار مونده . ۱۶ اردیبهشت همون سال عقد کردیم و ۲۳ مهر ماه با
هم ازدواج کردیم و خدارو شکر خیلی احساس خوشبختی میکنیم ...
خدا شما رو بهمن ماه سال ۱۳۹۰ به ما داد و من باردار شدم ( این بهترین اتفاق زندگی ما بود )
من و بابا ماه عسل رفته بودیم مشهد( ۲۷/۷/۱۳۸۹) همون جا بابا وحید نظر کرد که اگه بچمون پسر باشه اسمش رو از اسامی امام رضا(ع) بذاریم ... ![]()
خدا هم شما دوتا گلپسرو بهمون داد و ما تصمیم گرفتیم این اسمهارو روتون بذاریم .... انشاالله که خودش حافظتون باشه ![]()
با اومدن شما زندگی ما خیلی عوض میشه . ما مسولیت بزرگی خواهیم داشت و امیدوارم خوب از پسش بر بیایم ...
اینو بدونید که خیلی دوستون داریم و به خاطر داشتن شما از خیلی علاقه مندیهامون گذشتیم و بابتش خوشحالیم ...
سالم و قوی دنیا بیاید پسرای نازنین .... خدای مهربون حفظتون کنه
![]()
![]()
![]()
![]()


اولین یادداشت ....
